در باب بصيرت، بنده در سال اخير و قبل از آن خيلى صحبت كردم؛ ديگران هم مسائل زيادى گفتند؛ ديدم بعضى از جوانها هم كارهاى خوبى در اين زمينه انجام دادند. من ميخواهم روى مسئلهى بصيرت باز هم تأكيد كنم. اين تأكيد من در واقع با اين انگيزه است كه شما كه خودتان مخاطبيد، خودتان ميدانداريد، كار بر دوش شماست، برويد سراغ كارها و برنامهريزىهائى كه با بصيرتيافتن ارتباط دارد؛ اين نياز مهم را تأمين كنيد. بصيرت، نورافكن است؛ بصيرت، قبلهنما و قطبنماست. توى يك بيابان انسان اگر بدون قطبنما حركت كند، ممكن است تصادفاً به يك جائى هم برسد، ليكن احتمالش ضعيف است؛ احتمال بيشترى وجود دارد كه از سرگردانى و حيرت، دچار مشكلات و تعبهاى زيادى شود. قطبنما لازم است؛ بخصوص وقتى دشمن جلوى انسان هست. اگر قطبنما نبود، يك وقت شما مىبينيد بىسازوبرگ در محاصرهى دشمن قرار گرفتهايد؛ آن وقت ديگر كارى از دست شما برنمىآيد. پس بصيرت، قطبنما و نورافكن است. در يك فضاى تاريك، بصيرت روشنگر است. بصيرت راه را به ما نشان ميدهد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 9:59  توسط
|
هرجايي كه هستي..هر راهي كه انتخاب كردي... اميدوارم دلشاد باشي ...اين بهترين آرزوم براي توي..
جاي خاليت احساس مي شه...امروز داشتم اداي تو رو در مي آوردم وقتي مي رفتم تو اتاق رييس...يه لحظه دلم تنگ شد واست...
مطلب امروز تقديم به دوست دوست داشتنيم طه...
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 16:51  توسط
|
يك مطلب راجع به مسائل كلى كشور و انقلاب عرض كنم. ببينيد برادران و خواهران عزيز! خداى متعال به پيغمبرش در آن دوران دشوار مكه ميفرمايد: اى پيغمبر! من با بصيرت حركت ميكنم؛ «قل هذه سبيلى ادعوا الى اللَّه على بصيرة انا و من اتّبعنى»؛خودِ پيغمبر با بصيرت حركت ميكند، تابعان و پيروان و مدافعان فكر پيغمبر هم با بصيرت. اين مال دوران مكه است؛ آن وقتى كه هنوز حكومتى وجود نداشت، جامعهاى وجود نداشت، مديريت دشوارى وجود نداشت، بصيرت لازم بود؛ در دوران مدينه، به طريق اولى. اينى كه من در طول چند سال گذشته هميشه بر روى بصيرت تأكيد كردهام، به خاطر اين است كه يك ملتى كه بصيرت دارد، مجموعهى جوانان يك كشور وقتى بصيرت دارند، آگاهانه حركت ميكنند و قدم برميدارند، همهى تيغهاى دشمن در مقابل آنها كند ميشود. بصيرت اين است. بصيرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نميتواند آنها را گمراه كند، آنها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب، گاهى در راه بد قدم ميگذارد. شما در جبههى جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشهخوانى بلد نباشيد، اگر قطبنما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه ميكنيد مىبينيد در محاصرهى دشمن قرار گرفتهايد؛ راه را عوضى آمدهايد، دشمن بر شما مسلط ميشود. اين قطبنما همان بصيرت است.
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 9:51  توسط
|
بعد از يه ماه رحمت و تهذيب و تاديب...
بعد از شبهاي احيا و قران به سر گذاشتن..
بعد از يه عالمه استغفار و قول دادن به خدا...
اخ كه چقدر اين عيد مي چسبه...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 8:21  توسط
|
بدشانس ترين دزد ايران فردي است به نام علي .ع... ماجرا ازاين قراره كه اين دزد ناكام در كنار يك ايستگاه عابر بانك منتظر بوده تا زماني كه خانمي جهت برداشتن پول مراجعه مي كنه... وقتي رمز كارتش رو در مي ياره ناگهان با حمله دزد مواجه مي شه كه كارت و رمز رو به همراه كيف اون مي دزده و به سرعت متواري ميشه... دزد يه چهار راه بالاتر از يك مونورسوار مي خواد كه اون رو به مسيري ببره، انتهاي مسير هم جلوي يه بانك مي ايستن و از راننده مي خواد تا مقداري پول براش از عابر بگيره.. واسه همينم كارت رو با رمز به موتور سوار مي ده... و موتور سوارهم تا نزديكي عابر بانك مي ره اما ناگهان...
ناگهان بر مي گرده و با نهايت قدرت يه مشت مي زنه تو صورت دزد بدبخت...
علي.ع تو دادگاهش گفته: من فقط به خاطر بدشانسيم دستگير شده و گرنه چطور مي شه تو تهران ۱۳ ميليوني شما كيف خانمي رو بزني و دقيقا سوار پيكي بشي كه همسر اونه....

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 8:26  توسط
|
اي كاش آنانكه با تيغ جهالت و شمشير تقدس مابي، رخساره عدالت را رنگ سرخ شهادت نماياندند مي دانستند كه علي هماره جاودانه است...
تا حق هست علي هست...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 15:33  توسط
|
خدايا توانم بده، سعادت بخشايندگيت را به وجود گنه كارم بچشانم...

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 9:30  توسط
|
امسال دومين ساليه كه تولدم تو ماه رمضون افتاده... ۱۶ رمضان...۵ شهريور...شب ولادت امام حسن(ع)...روز داروسازي...روز تولد زكريا...روز كارمند... شب شهاب باران آسمان...
+ نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 11:12  توسط
|
دعاى روز یازدهم ماه مبارك رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وكَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِكَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.
خدایا دوست گردان بمن در این روز نیكى را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانى را وحرام كن بر من در آن خشم وسوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 11:14  توسط
|
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْفاَّئِزينَ لَدَيْكَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُقَرَّبينَ اِلَيْكَ بِاِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالِبينَ.
خدايا قرارم ده در اين ماه از توكلكنندگان بر خودت و بگردانم در آن از سعادتمندان درگاهت، قرارم ده در آن از مقربان پيشگاهت به حق احسانت اى هدف نهايى جويندگان.

+ نوشته شده در شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 16:31  توسط
|